صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
![]() |
![]() |
|
| تموم رنگاي دنيا دو رنگن مشکي تا ابد يه رنگه |
|
میدانم و به ایمان اعتراف میکنم که توانش در وجود خارم نیست .. ولی میخواهم کلامم را از آن جای شروع کنم که وداعی نداشته باشد .. ،، با کلام پاک صداقت ،، و بغض غریبی که سینه ام را می فشارد و نمی گذارد فریاد قلبم را بشنوی و هر آنچه را که در سینه دارم در یک جسم بی جان نوشته و همراه با یک پیک خون آلود و کاروان عشق برای تو یگانه محبوبم فرستاده و بگویم که ،، دوستت دارم ،، و در هر برگ امید اینکه قبول طبع شاعرانه و پسند دقیقانه شما باشد را دارم .. ،، دل شکسته ای از هجران شما ،، سلام دوستان ،، خوب دوستان دیدین این بار زود یه بخش جدید براتون گذاشتم خوب دوست داشتن این چیزارو داره دیگه منم نمیتونم که بگم شما عزیزان را دوست ندارم چون دروغ گفتم ولی اینو دوست ندارم که با فکر پریشان بیاید و بخش و بخونید چون تنها آرزوی من این بوده که تک تک شما را شاد ببینم میدونم که من در جایگاهی نیستم که به شما عزیزان چیزی بگم ولی تنها چیزی که میتونم بگم که آخر تمام این فکرا جوابی نداره نمیدونم چرا ؟؟ خوب نمیدونم اول اسم عزیزان خودم را بنویسم یا اینکه یه مطلب کوتا خوب چیکار کنم نه بهتره اول اسم عزیزان خودم را بنویسم باشه پس اول اسم خود تون را پیدا کنید بعد مطلب و بخونید .. ،، سپاسگزاری از شما عزیزان ،، ،، مسی ،، یه دوست قدیمی ، جواد ، دوستان تو ، رها ، روشنک ، آرزو ، مهتاب ، شیدا ، ناشناس ، بنی ، ستاره ، غزل ، آرام ، پرگل ، امید ، زهره ، حدیث ، محسن ، روناک ، غریب آشنا ، رها ، مشکی پوش عسل ، طاهره ، آیدا ، سکوت لبها ، آخرین معشوق ، دپ مصطفی ، مریم ، غزال ، بلور ، ریحانه ، شمیلا و فرهاد ، قاصدک خوب دوستان اینم از دوستان عزیز ،، ،، چرا منو دوست داری ،، ، روزی با دلم گفتم ای دل غافل زسلطانی تو را چه حاصل صدای ار درون قلبم گفت نمیدانم با چی شروع کنم با شادی یا با غم نمیدانم بزارین با سوالهای که از من پرسیده بود شروع کنم ،، چرا منو دوست داری ،، بارها گفتم که من این بار از روی احساسات حرف نمیزنم بلکه عاشق شدم .. از روی نادانی هم نیست بلکه حرفیست از قلبم .. من در او چیزهای دیدم که خودم کم بود آنها را حس میکردم ولی او با کمال پاکی و صداقت به من هدیه کرد .. براستی بیش از چیزی که فکر میکردم خوب و مهربان است .. نمیدونم ولی هر روز که میگذره من بیشتر احساس تنهای میکنم .. نمیدونم من بارها گفتم که گلم مثل دیگران نیست بلکه خوب تر از دیگران است .. ،، اگر دروغ و فریب بین ما باشد ،، نمیدونم منظورت از این سوال چیست ولی اینو میدانم که کسی جز منو تو وجود نداره که بخواهد دروغ بگه یا بخواهد ما را فریب بده .. من به خودم شک دارم ولی به تو .... و فکرم نکنم که نفر سومی وجود داشته باشه که بخواد به ما دروغ بگه و یا ما را فریب بدهد دروغها وصله هایی هستند که روی حقیقت دوخته میشود ،، اگر شکست بخوریم چه کسی بیشتر آسیب میبیند ،، خدا نکند روزی را ببینم که تو مال من نباشی چون تو معنای زندگی هستی شاید بهتر است بگویم که معنی نفسهام چون با هر نفسی که از سینه بیرون میاد امید با تو بودن میاد نمیدانم اگر شکست بخوریم چی میشه ولی میدونم که دیگر نفس کشیدن معنی نداره یعنی شکست باورها شکست امیدها چون من یک لحظه هم به جدای از تو فکر نمیکنم نمیدانم دیگر چی بگم یعنی دیگر جوابی ندارم میدانم که این جوابی نبود که گلم از من میخواست ولی چه کنم که ....................... خوب دوستان این بخشم خوندین امید وارم که خوشتون آمده باشه و برای وبلاگ خودتون نظر بزارین تا بدونم در بخش بعدی چی بزارم راستی دوستان یه مطلب مهم است که خواستم در آخر که میخواهید نظر بزارید اینو هم بخونید از این هفته یه دوست عزیزام به جمع ،، خوب به امید فردای که همه در کنار هم باشیم در ایران سبز
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 23:8 ´ توسط رامین وفا |
|
|
اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو سلام بر شما دوستانی که در همه حال در کنارم بودین و منو تنها نگذاشتین سلام دوستان امید وارم که حال همه شما ،، میدونم که کمی دیر آمدم خوب ببخشید ولی خودتان میدونید که درس های منم شروع شده و خونه نیستم در آنجا هم که سیستم است ولی برنامه فارسی نداره که وبلاگ و آپ کنم به خاطر همینم کمی دیر آمدم امید وارم که بنده گناه کار و ببخشید ..... اول از تمام دوستانی که منو شرمنده خودشان کردن ممنون سپاسگزارم و میدونم که این وبلاگ مثل وبلاگ خودشان میدونند .. و از دوستی هم که با خودش مشکل داره و میادو یه چیزهای می نویسه که فقط خودش میدونه چرا سپاسگزارم چون این آقا یا خانوم میاد که هرچی حرفهای بد بلده برای من بنویسه ولی از این بی خبره که آمار وبلاگ منو میبره بالا دوستان امروز ۲ تا مطلب کوتا براتون میزارم ،، داستان یا مطلب ۱ ،، خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : نمي خوامت شما بگین سخت نیست نمیدونم شاید نباشه شایدم است ما خبر نداریم نمیدونم نظر شما چیست ؟؟ ،، داستان یا مطلب ۲ ،، اونی که میخوام من نه ستارست نه فرشته آخه من دیگه میدونم دوره این حرفا گذشته من دیگه شیرین نمیخوام که دروغ باشه تو کاراش عشق فرهاد و ببینه ولی خسرو بشه یارش من دیگه لیلی نمیخوام واسه مجنون ناز بیاره بشکنه چینیش و اما آخرش تنها بزاره عشق و رو هوس نمیخوام که فقط یه لحظه باشه از پی عشق زلیخا پشت یوسف پاره باشه نمیخوام از پشت ابرا یه فرشته باشه یارم که اگه یه وقت بخوامش نتونه بیاد سراقم من دیگه حوا نمیخوام که تو عشقش حیله باشه که آدم با خوردن سیب از خدا شرم داشته باشه آره من دیگه عاشق نمیشم خوب شما چطور عاشق میشین یا نه شایدم عاشق هستین خبر ندارین شایدم نمیخواین باشین چرا ؟ راستی شما اسم این نوشته را چی میزارین داستان ، مطلب ، یا شایدم شعر نمیدونم شما بگین خوب دوستان عزیزام فکر کنم برای این بخش کافی باشه ................. راستی یه دوستم اسم خودشان را ننوشته بودن ولی اطلاعات در باره تحصیل در خارج از کشور و میخواستن دوست عزیز برام بنویس که چه اطلاعاتی میخوای به روی چشم من هر کمکی بتونم انجام میدم .... خوب دوستان این بخش و با یه شعر به آخر میرسانم
تموم لحظه هام حسرت و افسوس من و بغض شب و سوسوی فانوس تو وقتی که همه تنهام گذاشتن دلم و کندن زجا و پا روش گذاشتن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 19:47 ´ توسط |
|
|
زندگی لحظه به لحظه چهره تازه می گیره دنیا را هرکی با قلبش دره اندازه می گیره ،، سلام ،، سلام دوستان ،، نمیدانم بزرگی سلامم را به چه اندازه بگم که لایق شما عزیزانم باشد ولی اینو میدونم که این سلام مثل سلامهای دیگرم نیست خیلی چیزا فرق کرده ........ خیلی حرف دارم براتون ولی اول بزارین اسم دوستان خودم را که در این چند روزی که من نبودم منو شرمنده خود شان کردن و ببرم ............... ، لباشک ، ، ساقی تنها ، ، غریبه آشنا ، ، مهشید ، ، غزل ، ، الهام ، ، من ، ، شیدا ، ، مهدی ، ، محمد ، ، امین ، ، روشنک ، ، خانوم گل ، ، حدیث ، ، شمیلا و فرهاد ، ، جواد ، ، تک پسر ، ، آیدا ، ، منیره ، ، ناشناس ، ، آرمین ، ، عروج ، ، عسل ، ، روناک ، ، غریبه ، ، مریم ناز ، ، رها ، ، مهناز ، ، هوتن ، ، آرزو ، ، آرزو و رضا ، ، هدیه ، ، تینا ، ، محسن ، ، زهره ، ، مهتاب ، ، سارا ، ، مهدیه ، ، ستاره ، ، سایه ، ، آرام ، ، پرگل ، ، متهم به زندگی ، ، آرزوم ، ، قاصدک ، ، کاوشگر نور ، ، سوخته دل ، اینم از دوستان گلم دوستان عزیزام حرف زیاد دارم ولی میترسم خسته بشین ولی دوستان اینو بگم که دیر آمدن منو ببخشید ولی کمی ناراحتی داشتم و چند روزی را در بیمارستان میهمان دوستان دکترم بودیم همین ... راستی اینم بگم که یه دوست که نمیدونم پیش خودش از نوشتن این چیزا چه قکری میکنه ولی اینو بگم بهش که من آدمی نیستم که بخوام حرقهای تورا تکرار کنم ولی چون نه آدرس و نه سایت برام گذاشته بودی اینو اینجا نوشتم برات که شما قلب سیاه و کثیفی دارین و آن حرفهای را که به من زدی هیچ ناراحتم نکرد ولی این شماره من است اگه خواستی بهم زنگ بزن تا جواب شما را بدم ۰۰۴۵۲۴۸۷۲۳۳۲ خوب دوستان من چطور هستن خوب سر حال خوشحال خندان راستی دوستان ۴ تا دوست جدید قرار است با ما همکاری کنن که گفتن دوست دارن در کنار وبلاگ خودشان برای ما هم مطالب خودشان را بفرستن و این نشانگر چی است اینکه شما عزیزان بی اندازه به ما محبت دارین درسته ........... ،، خوب مطلب کوتا من ،، گلم بر روی برگ سفید دفترم قدم میگزارم تا در یک غروب تلخ جمعه درد دل خود را با آن کسی که همیشه به یادش هستم با کسی که در وجودم آتشی به پا کرد صحبت کنم با کسی که معنی محبت و دوست داشتن را به من آموخت دوستت دارم ......... در میان درد هام دوستت دارم .. بدون که تمام وجودم از توست .. ای کسی که در روز روشن و خورشیدم هستی .. تو بودی که در شب تاریک ماه را خلق کردی .. ای کسی که دنیا سبز و دریای آبی را به وجود آوردی .. ای کسی که دنیا را به وجود آوردی و منو در آن نهادی تا ببینم .. ای کسی که عشقی ای خدای که به من دلیل دادی تا هرکس و هر کی را دوست داشته باشم .. ای خدای که پرده کشیدی بر تمام بدی های من .. و خوبی های منو نمایان کردی .. ای خدای که یاد و فکر تو آرامش دل ماست .. ای خدای که معنی شادی و غم را به من یاد دادی .. با من بمان .. ای مهربان ای بخشنده دوستت دارم همیشه با من بمان اینم از این بخش دوستان امید وارم قبول کرده باشین و منو تنها نگذارین دوست تان دارم عزیزام ... تا دیدار بعد خدا حافظ
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 13:14 ´ توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مشکی پوشان عاشق میخواهد در شادی و خوشی در تنهائی و درد با شما باشد پس مارا فراموش نکنید
|
| پیوندهای روزانه |
|
مژگان وفا مشکی پوشان عاشق 1 مشکی پوشان عاشق 2 آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
درد دل |
| نویسندگان |
|
رامین وفا روشنک |
|
RSS
|