صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
![]() |
![]() |
|
| تموم رنگاي دنيا دو رنگن مشکي تا ابد يه رنگه |
|
،، با سلام آمدیم تا باز با شما باشیم ،، ، سلام دوستان همیشه عاشق ،، ، امید وارم که خوب و سرحال باشین و دوستان و شاید بهتر باشه بگم همسفران خودتان را فراموش نکرده باشین . باز آمدیم تا با یه مطلب و از همه مهم تر سپاسگزاری از شما عزیزان در خدمت شما باشیم . راستی دوستان قبل از اینکه بخوام چیزی بگم این قسمت سپاسگزاری که ما در وبلاگ انجام میدادیم را در چند وبلاگ من دیدم که خیلی خوشحال شدم که دوستان فقط به فکر نوشتم نیستن و یاد دوستان خودشان هم هستن و کاری را که ما انجام دادیم آنها هم انجام دادن حالا چند مطلب میزارم و سپاسگزاری . ،، ، تمام روزها و ثانیه ها و لحظه ها را با یادت طی کردم و می کنم و خواهم کرد، بی آنکه بدانی دیدن یک لحظه تو برایم یک آرزو ست. آرزویی که لحظه لحظه برای رسیدنش از خدا گدایی می کنم. کاش می دانستی که تمام صفحات دفترهای خاطراتم با نام زیبایت آغاز و با اشکی از چشمان ترم به پایان می رسد و زیر روزها و ماه های خطر خورده تقویمم، لحظه های نبودنت را خط زده ام. کاش می توانستم این همه عشق و انتظار و غم و تنهایی را به تو هدیه کنم تا تو هم بدانی به خاطر عشق تو از جان و دلم گذشتم. بیش از این منتظرم نگذار ،،،، ،، ، به آرزوهایم نرسیدم تا به آرزوهایش برسد. لبخند را از لب هایم جدا کردم تا شاد باشد. روشنایی روزهایم را با سیاهی شب هایش عوض کردم تا مبادا تاریکی به روزگارش پا نهد. غم را از صورتش گرفتم و جایش زیبایی ماه آسمان را به او هدیه کردم تا همواره بر من بتابد. افسوس که نمی دانستم در کنار تمام بخشش هایم و هدیه ها او تنها به من، یک دل اسیر و تنها هدیه کرد و مرا در کویری سرد و سخت و بی آب و علف و همراهی رها می کند ،،،، ،، ، خیلی دلم گرفته بود. اما جرات و شهامت گریه کردن نداشتم. قلبم از درد تنهایی و دوری از یارم به درد آمده بود اما این دردو هیچکس درک نمی کرد. در پاییز تنهایی ام در دلم فریاد کشیدم"کاش کسی عاشق شود و از درد عشق تنها شود ، و از هاله تنهایی شاعر شود و از عشق شاعری هوس خزان کند" آسمان بدون پرده از شنیدن صدای فریاد من شروع به باریدن کرد. او برای من گریه کرد اما صدای هق هقش را تمام مردم احساس کردن و جقدر ساده زیر سیل اشک هایش شروع به قدم زدن کردن. کاش من هم مانند ابر بودم که آنقدر شهامت دارد که جلوی تمام مردم گریه می کند ،،،، ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، ،، خوب من ممنونم از تمام دوستان خوبم مثل ،، نادیا ، ستاره ، نگار ، شمیلا و فرهاد ، دادا ، امید ، فاطیما ، محسن ، الهام ، npa ، منصور ، المیرا ، رویا ، بهروز رها ، عسل مشکی پوش ، منیره ، شهره ، مهدی ، بهنام ، رامین سرباز مشکی ، شیدا ، مهناز ، امید و سارا ، غزل ، چلسی ، مینا ، غریبه ، سپاسگزارم از شما عزیزان مهربان ،، ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، ،، نکته مهم اینکه دوستان یادمان باشد که ما همه نیاز داریم تا در روز چند دقیقه هم که شده بشینیم پای تلویزیون و با دیدن فیلم و هنر پیشه های مورد علاقه خودمان شاد شویم و باید به نکته هم فکر کنیم همین قدر که ما نیاز داریم به این چیزها زمانی میرسه که هنرمندهای ما هم غیر مستقیم به کمک ما نیاز دارن پس ما نباید آنها را تنها بگذاریم پس به دنبال چیزهای نرویم که میدانیم باعث کوچیک و یا خورد کردن آنها میشه و شایدم آنها را در نظر ما کم رنگ تر می کنه همین دوستان عزیز ،، ،، یادم باشد ،، ،، به یادت بیندازم زندگی سوگواره ای بر اشتباهات گذشته نیست ،، ،، زندگی به تلنگری می ماند ،، ،، برای عبرت آموختن ، عمر را کفاف آن نیست ،، ،، که مجلس ختمی همیشگی برای اشتباهات گذشته گرفت ،، ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، ،، دوستان عزیز خیلی دوستان دارم این نکته را هم فکر کنید از برادر کوچیک خودتان شنیده اید فدای تمام شما عزیزان به امید دیدار شما عزیزان در ایران اگه دوست داشتین به وبلاگهای دو . سه هم سر بزنید و باز اگه دوست داشتین نظر بگذارین اگه نه که هیچی فقط دیدن کنید راستی قسمت خودشناسی را بخوانید و بگویید که شما هم قبول دارید یا نه و کدام رنگ را دوست دارید در وبلاگ ،،
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 16:14 ´ توسط رامین وفا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مشکی پوشان عاشق میخواهد در شادی و خوشی در تنهائی و درد با شما باشد پس مارا فراموش نکنید
|
| پیوندهای روزانه |
|
مژگان وفا مشکی پوشان عاشق 1 مشکی پوشان عاشق 2 آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
درد دل |
| نویسندگان |
|
رامین وفا روشنک |
|
RSS
|