صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
![]() |
![]() |
|
| تموم رنگاي دنيا دو رنگن مشکي تا ابد يه رنگه |
|
کم کم غروب ماه خدا ديده ميشود ،، دوستان عزیز بعد از سلام امیدواریم که حال تک تک شما عزیزان خود باشد و قبل از هر چیز فرا رسیدن عید سعید فطر و به پایان رسیدن ماه مبارک رمضان را به شما و خانواده های محترمتان تبریک می گیم و آرزوی قبولی تمامی عبادت را از درگاه خداوند داریم . ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، بگذار سر به سینۀ من تا بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند شاید که بیش از این با نگاهت نیازاری این دل دردمند بگذار سر بر سینۀ من تا بگوید که اندوه بی تو بودن چه سخت است بودنت چه شیرین و رفتنت سخت بگذار تا بگویم، اندوه چیست و عشق کدام است و تکیه گاه غم کجاست سرت را بگذار تا بگویم دلم چون مرغیست سالهاست که دلم از محفل گرم آشیانش دل بریده است عمریست که در هوایت سرگردان است ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، ،، راستی تا یادم نرفته میخوام با یکی از جمله های خودتان از شما سپاسگزاری کنم ،، ،، ما را ار دعای خودتان فراموش نکنید مژگان، بازم پیشم بیا وحیده، تو قلب بیگانه را میشناسی مهرداد، برای همۀ پدر و مادران دعا کنیم عابدین، نماز و روزه تون قبول مهناز، برای بنده قابل درک نیست سپهر، وبلاگمو با نظرت تزیین کردی وحید، مطالبتون عالیه مجتبی، ماه نزول کتاب الهی سحر، بازم میام نمیدونم کی نادیا، فکر نمیکردم خارج از کشورم این مراسم باشد زهرا، خنده های منو دزدید دایی حسین، وبلاگ زیبایی داری علی، نگاه انتقادی و دیالوگ حمید موذنی، خوش باشی محسن و سونیا، سلام عزیزام المیرا، تشریف بیار سپهر، مرسی صدای دل، بوس بوس بابای بهزاد، دوست تان دارم شمیلا و فرهای، الان وقت ندارم محسن، سلام من هستم فرشید، میخوام دیگه رهابشم احسان، داداداشت محسن، دوستتت سحر، زود بیا که منتظرم علی مشکی، سلام من اپم وحیده، س ل ا ممممم علیرضا، قربان شما امید، این تن یخ زدمو بگیر آرزوی محال، اما الان دمت گرم مهتاب، سروناز ، آخه میرم خوابگاه تهران المیرا ،، سپاسگزارم از تمام شما عزیزانم فکر کردم اینطوری بهتر باشه با کلام خودتان ،، ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، بگذار سرت را تا بشنوی دور از تو چگونه بیتابی می کند و وقتی هستی چه آرام من بیمار نگاهت هستم آنرا از من نگیر تشنه خنده هایت هستم و آن را از من دریغ نکن بی تو شب هایم ساهیست روشنایی محفلم تو هستی پس بتاب بر من چون ماه بر تیرگی شب سینه ای نازنینم ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
۲
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 13:54 ´ توسط رامین وفا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مشکی پوشان عاشق میخواهد در شادی و خوشی در تنهائی و درد با شما باشد پس مارا فراموش نکنید
|
| پیوندهای روزانه |
|
مژگان وفا مشکی پوشان عاشق 1 مشکی پوشان عاشق 2 آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
درد دل |
| نویسندگان |
|
رامین وفا روشنک |
|
RSS
|