صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
![]() |
![]() |
|
| تموم رنگاي دنيا دو رنگن مشکي تا ابد يه رنگه |
|
بنام خالق هستي و نيست كننده آن
سلام بر سينه سيناي عشق سلام بر شهيدان دشت كربلا سلام بر شما حسينيان و عاشقان راه آن حضرت سلام بر عاشورا... عاشورا، صداي قداست زدايي و حريم شكني ست. عاشورا قربانگاه اخلاص و پايداري، وفا و استقامت در عقيده و تفكر ناب است. عاشورا محصول جدايي امت از امام و جدايي تفكر و سياست از محور حق است. عاشورا ماه عزاي عاشقان است و اينك رو به حسين(ع) مي كنم و با او سخن مي گويم كه: اي حسين! آنگاه كه براي برپاداري اسلام و جاوداني قرآن و برافراشتن پرچم امر به معروف و نهي از منكر به صحراي كربلا قدم نهادي و با لباني خشك و دلي داغديده از غم نوزادان و تني آراسته از خنجر دشمنان جان خود را فداي دين نمودي كاش بودم و در آن ظهر غمبار سپر جانت مي شدم. كاش مي شد تنهاي يك لحظه در بر زينب مي نشستم و از شيونش كم مي نمودم. كاش در قلتگاه حسينيان، تمام عاشقانت بودند و خود را قرباني تو و خاندانت مي كردند تا شايد زمين و آسمان داغدار نمي شدند. و افسوس كه اين تنها عقده اي شده است بر دلهاي عاشقانت... و اما عباس(ع): اي عباس، آنگاه كه طفلان با لباني خشكيده العطش مي گفتند چگونه نداي هل من ناصر ينصري حسين را لبيك مي گفتي و با مشكي بر دوش قدم در راه مرگ نهاده و به سوي فرات رهسپار شدي و زمين و زمان فرياد برآورد كه: بوي مردي غريب مي آيد بوي امن يجيب مي آيد يك نفر از غروب نخلستان بي قرار و شكيب مي آيد آنگاه كه به سوي فرات رفتي و فرات تو را با تمام وجود پذيرفت و آنگاه كه دستانت را پر از آب كردي و آن را بر جاي ريختي فرات با همه وجود صدايت كرد كه: بركه ام من، ناله ام را گوش كن قطره اي بهر تبرك ريختي، آنرا نوش كن و از آن زمان همه آبها براي رفع تشنگيست و رشك مي برند و فرات با تمام وجود فرياد مي زند كه تشنه لبان عباسم. تو از نسل آسمانيان بودي و رفتي و شهامتت هنوز بر لباي عاشقانت زبانزد است. روز رفتن شما، آفتاب گريست با اشكهاي عذاب خويش و آفتاب گريست و كربلا يك جهان حماسه و شور گشت و همه تاريخ به سمت كربلا چرخيد و كربلا قبله گاه شد و قبيله عشق به سويش نماز عشق خواندند. كاروان به كاروان و قبيله در قبيله گذشت تا به امروز رسيد و بر عاشورا سوگند ياد مي كنم كه هميشگي و جاويد است. ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، و اما روز عاشورا... امان از دل داغديده هنوز كودكي كاسه اي آب در دست داشت و به دنبال پدر مي گشت كه ناگاه صدايي از گودال قلتگاه، زمين و زمان را در هم پاشيد حسين ذبيح العطشان آري روز عاشورا آفتاب ناي غروب كردن و ماه روي خودنمايي نداشت. امروز صحراي كربلا را فرياد واحسينا در برگرفته بود و چشمهاي خسته زينب(س) به دنبال كودكي گمشده بود و داغ برادر را بر دل نهاده بود و خون از ديدگانش جاري شده و سيلي نامردان غمش را افزون مي كند و كاش مرهمي براي دلش داغديده اش يافت مي شد... داني از چه رو گاه گاه آيد زلزله چون زمين هم مي كند با نام زينب هلهله داني از چه رو گاه گاه طوفان مي شود صحنه جنگيدن عباس اكران مي شود ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، در پايان نيز اين ايام را به شما و خانواده محترمتان تسليت مي گوييم و اميدواريم كه همه ما ادامه دهندگان راه اين عزيزان باشيم. تا ديداري دوباره شمارا به خدا مي سپاريم. دوستان و دوستداران شما رامين و روشنك مشكي پوشان عاشق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 0:18 ´ توسط رامین وفا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مشکی پوشان عاشق میخواهد در شادی و خوشی در تنهائی و درد با شما باشد پس مارا فراموش نکنید
|
| پیوندهای روزانه |
|
مژگان وفا مشکی پوشان عاشق 1 مشکی پوشان عاشق 2 آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
درد دل |
| نویسندگان |
|
رامین وفا روشنک |
|
RSS
|