صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
![]() |
![]() |
|
| تموم رنگاي دنيا دو رنگن مشکي تا ابد يه رنگه |
|
به نام حضرت دوست تقديم به رامين عزيز.... زمان و خاك پديد آمد و نفسي از روح ابديت بر آن دميد و آدمي زاده شده از خاك، بر پاي خود ايستاد و فرشتگان بر وجودش تعظيم نمودند. روز ها و ماه ها و سال ها از پي هم گذشتند و همگي نسل اولين مخلوق را ادامه دادند تا به ما رسيد و يادمان باشد كه همه رهروي گذشتگان خوديم. از ميان اين همه رفت و آمد هر كسي نيمه كسي بود و نبردي بود براي رسيدن به تني كه تنها دليل ادامه زندگي اوست، و اين نبرد همچنان پابر جاست.... اما از ميان تولدت مبارك بله دوستان، امروز سالروز تولد رامين عزيز هست و به مناسبت اين روز، كه تاريخي به ياد ماندني در تقويم روزگار ماست، تمام مطالب اين به روز رساني از وبلاگ را به رامين عزيز تقديم كرده و اين روز را به رامين عزيزم و خانواده محترم و همه دوستان و دوستدارنش تبرك مي گويم. من همان کسی هستم که با عاشقانه ترین حس دوست داشتنی ترین قلب آواز عشق چشمهای تو را می خوانم من همان کسی هستم که وقتی نیستی یادت اشک را از چشمانم جاری می کند تو همان هستی که هنوز در شب های پر ستاره به خوابم می یایی و روياي بودنت را جايگزين حس نودنت مي كنم اما بدان كه دل تنها و بي پناهم تاب دوريت ات را ندارد و از آن ترسم كه روزي فاصله اي پيشتر از پيش در ميان ما آيد و اين دوري مرا از پاي درآورد و چه مرگي خوش تر از مرگ عشق و جان سپردن در ره عشق اما بر خداي آسمان ها و عاشقان سوگند كه لحظه اي از يادت غافل نشوم و با تمام لذت هاي بودن و نعمت هاي دنيا و زيبايي دل زيبايت، سالروز ميلادت را به تو و خانواده عزيزو گرامي ات تبريك مي گويم و از خداي خود آرزوي پايداري ات را مي كنم. ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، دوستان عزيز، از همه شما عزيزان نيز به خاطر حضور در چشن تولد رامين عزيز تشكر كرده و دست يكايك شما عزيزان را مي بوسم. دوستان و دوستداران شما رامين و روشنك مشكي پوشان عاشق
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 0:3 ´ توسط رامین وفا |
|
|
به نام آفريدگار هستي دوستان عزيز سلام اميدوارم حال تك تك شما عزيزان خوب باشد. و همين طور يك خسته نباشيد به همه دوستاني كه امتحانات پايان ترم دانشگاه و مدرسه را به اتمام رسانند و تعطيلات را گذرانده و با انرژي مضاعف خود را آماده براي دوره اي ديگر از تحصيل مي كنند. ما نيز ْآرزوي موفقيت همه اين عزيزان را داريم. ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، باران را دوست نداشت... هميشه باران وقتي مي باريد كه او پر از گريه بود... گريه را دوست نداشت... هميشه هنگامي گريه مي آمد كه دلش شكسته بود... دلش را هم دوست نداشت... هميشه زماني دلش مي شكست كه، او را مي ديد... اما او را دوست داشت و هميشه از او و دلش و گريه مي گذشت... اما از باران نه تمام مشكل همين جا بود او باران را دوست نداشت.... ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، در چند به روزرساني اخيري كه مشكي پوشان عاشق داشته به دليل پاره اي مشكلات و نبودن وقت ما نتونستيم اسم عزيزاني كه هميشه همراه ما هستند را قيد و تشكري ويژه از اين عزيزان داشته باشيم. اين قسمت از وبلاگ را به ذكر نام هاي زيباي شما عزيزان مي كنيم و از همه شما عزيزان سپاسگذاريم و اميدواريم كه مهر خودتونو از دوستانتان در مشكي پوشان عاشق دريغ نكنين... سپاس ويژه از Ali meshki posh و دلجويي از شما دوست عزيزمون كه هميشه كنار ما هستين، ممنونم از عابدين و ميناي گلم بابت لطفشون نسبت به وبلاگ و وب سايت، سلمان خان عزيز، وحيده با محبت، داداش محسن كه از دوستاي ثابت مشكي پوشان عاشق هستن، ممنون از محبتت مهرداد عزيز، داداشي، آرزو جان(دو عاشق)، محسن و سونيا عزيز، مهرسان، مهسا، شميلا و فرهاد، وحيد، امير، محسن و سحر، كلاغ سياه، دختر ايروني عاشق، ندا، مريم،آرزو، مژگان، شيرين، ناديا(نانا)،امير، روح الله، و جنبش ازادي خواهان... كه دست تك تك شما عزيزان را بابت محبتي كه به مشكي پوشان عاشق دارين مي بوسيم. همچنين جا داره كه به مهساو ندا و مريم عزيز هم كه به تازگي به جمع ما پيوستن خوشامد بگيم و اميدواريم كه در همه حال با دوستان خود، در مشكي پوشان عاشق همراه باشند... ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، از صدای خیال نباید باور کرد باید بروم انگار در این کوچه ی خلوت جز من کس دیگری نیز هست جلوتر می روم چشمانش حلقه زده دست هایش از شدت سرما کبود شده است دستکشی را که دارم در دستش می کنم پالتو را نیز به او می دهم آری حالش بهتر می شود از کنارش می گذرم و به راه خود ادامه می دهم دیگر کوچه ای نمانده اینجا انتهای شهر است وارد بیابان می شوم آن طرف تر درختی است پیش او می روم با تمام غم هایم به او تکیه می زنم گریه ای می کنم صدایی از آن به گوشم می رسد برای اولین بار است که احساس سبکی می کنم خودم را دیدم ارام کنار درخت آرمیده بودم و آرام تر از هميشه چشمانم را بسته بودم و بعد از گذشت مدت زماني دريافتم كه او تنها خوشبختي من است كه اين چنين در شن هاي بيابان بر با لين خاك ها خفته است و اين تن نيمه جان را به نبردي سخت وا داشته است كاش خصم جانم برسد و اين تكه تكه امانتي را نيز به تاراج برد... ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، خب دوستان عزيز، اين بخش از وبلاگ نيز به پايان رسيد. اميدوارم كه مطالب اين بخش نيز مورد پسند شما عزيزان واقع شده باشد و مارو با نظرات پر مهر خود در بهتر شدن وبلاگ و وب سايت همراهي كنين. همچنين دوست عزيز، لازم است كه يك يادآوري كنيم بابت به روز رساني مشكي پوشان عاشق در اوايل هفته آينده كه حتما شمارا از اين امر با خبر كرده و همه شما عزيزان را تا ديدار بعدي به خداي مهربان مي سپاريم. دوستان و دوستداران شما رامين و روشنك مشكي پوشان عاشق |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 23:12 ´ توسط رامین وفا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مشکی پوشان عاشق میخواهد در شادی و خوشی در تنهائی و درد با شما باشد پس مارا فراموش نکنید
|
| پیوندهای روزانه |
|
مژگان وفا مشکی پوشان عاشق 1 مشکی پوشان عاشق 2 آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
درد دل |
| نویسندگان |
|
رامین وفا روشنک |
|
RSS
|