تبليغاتX
مشکی پوشان عاشق
تموم رنگاي دنيا دو رنگن مشکي تا ابد يه رنگه

 

 به نام خدا

سلام..

سلامي همراه با  دلي پر از غم و سينه اي دلسوخته از ايام سوگواري مردي بزرگ از جنس خورشيد و پدري مهربان براي همه مردم دنيا، با هر زباني و آييني. چرا كه كسي را نمي يابيم كه از مولاي مومنان علي(ع) چيزي نداند و كسي نيست كه منكر بزرگي و عظمت ايشان شود. پس با دلي لبريز از غم تسليت مشكي پوشان عاشق را پذيرا باشيد.

 

روزگاريست كه مرا نگران مي داري

مخلصان را نه به وضع دگران مي داري

گوشه چشم رضايي، به منت باز نشد

اين چنين عزت صاحب نظران مي داري؟

مگذران روز سلامت به ملامت حافظ

چه توقع ز جهان گذران مي داري؟

 

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

 

مطلبي كه قصد دارم در اين بخش از وبلاگ براي شما عزيزان بگذارم، مطلبي هست كه به پيشنهاد دوست عزيزمان (رسول) كه در بخش قبلي وبلاگ خواستار نگارش مطلبي بودند با عنوان شعري زيبا كه شايد همه شما با آن آشنايي داشته باشيد، بيان شده است كه در اختيار شما قرار مي دهم.

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، 

دگر حوصله اي براي گفتن نيست....

شروع به نوشتن راجب چيزي كه كنون حرف اول در زندگي اكثريت ما انسان ها را مي زند شايد و يا بيش از چيزي كه در مد نظر ماست مشكل است. اما مايلم گفته خود را چنين آغاز كنم كه:

گر چه آمديم به ميدان نبرد...

گرچه همه از آب و گليم

گرجه مي دانيم كه يك روز

رخت بر مي بنديم و باز خاك گل كوزه گران خواهيم شد

اما در عجب كار اين مردم خاكي هستم

كه چرا فراموش مي كنند

كه ز كجا آمده اند و به كجا خواهند رفت....

روزگار غريبي ست. روزگاري كه در آن برادر بر برادر فخر مي فروشد و مادر به فرزند بي توجه و پدر از خانواده جدا و خواهر از همگان بيگانه. روزگاريست كه در آن سخني از حرف صداقت در ميان آدميان، نزد خداي عالم به آرزو تبديل شده است. روزگاريست كه در آن ديدن كودكي نحيف در سرما براي همه بي معنا شده است. روزگاريست كه در آن خفتن خواب ابدي حتي عزيزترين كسان براي نزديكان تحملش آسان شده و آنرا به باد فراموشي مي دهند. انگار نه انگار كه ما انسانيم و از قديم گفته اند كه:

بني آدم اعضاي يكديگرند

چو عضوي به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار.... 

به كوهسار دل مي سپارم تا شايد به عظمت پروردگارم برسم اما در آنجا نيز وجود آدميان برايم مكاني پر از....... را به وجود مي آورد. به بيابان ها مي روم تا شايد به خداي خود نزديك تر شوم. آنجا نيز ديدن كوير و گرگ هاي گرسنه و تشنه مرا از همه چيز جدا مي كند. و به دشت و صحرا مي روم تا شايد در آنجا به زيبايي دنيا برسم. اما رفاه آنجا را با سختي بيابان، نبرد مردمان بر سر لقمه نان مقايسه مي كنم و باز هم از آنجا فرار مي كنم و به نا كجا پناه مي برم.....

گله از كه كنم؟ از كه بخواهم كه مرا نجات دهد؟ به چه فكر كنم كه برايم زيبا باشد؟ به ياري بيانديشم كه در برم نيست يا به دشمني كه آرزو مي كنم اي كاش مهربان شود؟ به دنيايي بيانديشم كه در آن ذره اي عدالت نيست و يا به حال كودكي اشك بريزم كه از كودكي به دنبال مكاني براي به صبح رساندن شب هاي سرد زمستان است؟ به نامردي نامردان يا به ظلم خوبان؟ براستي كه در دنياي ما همه چيز رنگ باخته و همه كس نا اميد و تنهايند و تنها تظاهر به اميدوار بودن كار هر ثانيه آنها شده است.

از زبان كسي مي خواهم بگويم كه سخن هاي بسياري در دلش نهان كرده اما هنوز گوشي از جنس دل براي شنيدن آن نيافته است و شايد آن شخص تو باشي...

خسته از خود، با توام، با تويي كه هنوز در ابتداي راهي و هنوز راهي بيش از بيش براي رسيدن در پيش روي خود داري. روي سخنم شايد نه تنها با تو بلكه با همگان هست. پس بر خود و دنياي خود راهي را پيش گير كه مي داني و مي دانم و مي دانند كه تنها راهيست كه مي توان در اين دنيايي كه همه چيز رنگ خود را از ياد برده است نفسي كشيد و لبخندي هر چند از روي اجبار بر لبان خسته نقش بست....

اما....

چه بگويم؟ نمي دانم كه به چه كسي نقل اين همه درد را بكنم و مي دانم كه جز من هزاران هزار آدمي ديگر نيز شكوه از زمانه دارند. اما همه مي دانند كه ديگر تواني براي شكوه نيست.

اعتراض، گله و گلايه، شكوه، اشك و آه و ناله، لبخند و تبسمي به اجبار، تنها كاريست كه مردمان ماشيني زمان ما مي كنند و هر كس به طريقي در نهايت به آرامشي مي رسد. اگر كه آرامشي باشد كه دل پر تلاطم آدميان را آرام كند...

از دست عزیزان چه بگویم گله ایی نیست
گر هم گله ایی هست دگر حوصله ایی نیست 

اميدوارم كه توانسته باشم مفهوم سخن اين عزيز را بيان كنم...

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

اما دوست عزيز، به دنبان نوشته اي بودم كه بتوانم احساس دل مشكي پوشان عاشق را نسبت به مولايمان، امير مومنان علي(ع) بيان كنم. اما دل ها پر از حرف هستند و ذهن ها لبريز از سوال هاي بي جواب. تصميم گرفتيم كه براي اين روزهاي خاص، كاري كنيم كه همه دوستداران ايشان با سخنان پر معنايشان بيشر آشنا كنيم. به همين دليل گلچيني از سخنان ايشان را جمع آوري كرديم و در همين بخش در ادامه مطلب سخنان شيواي ايشان در اختيار شما عزيزان قرار گرفته است. (حتما ديدن كنين)

اميدوارم كه با مطالب اين بخش توانسته باشيم كه رضايت خاطر شما دوست عزيز را جلب كرده باشيم. منتظر نظرات زيباي شما هستيم. و در نهايت يز باز هم يادآوري مي كنيم كه در اين شب هاي عزيز و پر بركت همه هم نوعان خود را به ياد داشته و براي همه دعا كنيم. چرا كه شب هاي قدر بهترين فرصت براي جبران تمامي فرصت هاي از دست رفته است و بس...

بارالها....

قدري به ما عطا كن تا بتوانيم قدر قدرهايت را بدانيم و قدرتي تا بتوانيم در قدر داني ليله القدرت به پاس تمام قدرت هايت از قدر غرورمان بكاهيم و به شكرانه قدر، پيشاني بر خاك و قرآن را بر سر گذاريم و نداي آسماني ات را از بر كنيم...(آمين)

تا ديدار بعد همه شما را به خداي خود مي سپاريم

دوستان شما

رامين و روشنك

مشكي پوشان عاشق

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 23:46 ´ توسط رامین وفا | 

 

به نام تنهاترين تنها

دوست عزيز سلام

آرزوي سلامتي شمارا از خداوند منان دارم و اميدوارم از روزهاي پاياني تابستان نهايت استفاده را بكنين. و همچنين جا دارد كه در همين ابتداي بخش فرا رسيدن ماه مبارك رمضان را به شما تبريك گفته و اميدوارم در اين ماه كه درهاي رحمت و بخشش خداوند به سوي بندگان گشوده شده نهايت استفاده را بكنين و هم نوعان خود را فراموش نكنين....

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

اما... 

یه روزی وقتی دوتا چشم سیات پاک، مثل آبی دریا شدن

وقتی دل شکستنا و خنده هات همگی سراب یک رویا شدن

راز توی دلمو بهت می گم

یه روزی وقتی تبسم نگات ،بهترین هدیه دلدار تو شد

وقتی که شعر و حدیث عاشقی ، مونس تنهایی و یار تو شد

راز توی دلمو بهت می گم

یه روزی وقتی نسیم سحری ، برامون خنده و شادی می یاره

وقتی یه باغبون پیر توی باغ، گل آلاله و مریم می کاره

 راز توی دلمو بهت می گم

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

اما از دوستان عزيزي كه به ما در طول اين چند وقت نهايت محبت را داشتن  و لينك مشكي پوشان عاشق را لينك هاي وبلاگ زيباي خود قرار دارند خواهشمندم به ما نيز اطلاع بدن كه ما نيز اينكار را انجام دهيم و جبران محبت دوست عزيزمان را بكنيم. باز هم از لطف شما سپاسگذارم..

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

مرد تنها با خود مي گويد كه از صدای خیال نمي تواند باور کند كه بايد برود انگار در این کوچه ی خلوت جز او کس دیگری نیز هست جلوتر می رودچشمانش حلقه زده دست هایش از شدت سرما کبود شده است دستکشی را که دارد در دستش می کند پالتو را نیز به او می دهد آری حالش بهتر می شود از کنارش می گذرد و به راه خود ادامه می دهد دیگر کوچه ای نمانده اینجا انتهای شهر است وارد بیابان می شود آن طرف تر درختی است پیش او می رود با تمام غم هایش به او تکیه می زند گریه ای می کند صدایی اذان به گوشش می رسد برای اولین بار است که احساس سبکی می کند خود را دید ارام کنار درخت آرمیده بود و .اينار خداوند مهربان بود كه دستانش را گرفت و پاسخ خستگي او را داد و از قفس رها نمود....

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

سرگردان در دایره تردید

غوطه ور  در  اقیانوس شک

غرق در دریای بهت

سرگردان  در سراب امید

خسته در کشمکش زندگی

فریاد از سکوت خدا

افسوس به آرزوی مرگ

نفرت از حضور بیهوده

آه از تکرار مکررات

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

خب دوست عزيز، اميدوارم از مطالب اين بخش خوشتان آمده باشد و مثل هميشه مارا با نظرات زيباي خود در بهتر شدن وبلاگ همراهي كنين و باز هم  در آخر نيز اميدوارم كه در اين روزها كه همه مهمان خداوند مهربان هستيم ديگران را فراموش نكنيم و براي همه بندگان خداوند دعا كنيم.

تا ديدار بعد، همه شما عزيزان را به خداوند منان مي سپارم.

 

دوستداران شما

رامين و روشنك

مشكي پوشان عاشق 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 14:37 ´ توسط رامین وفا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مشکی پوشان عاشق میخواهد در شادی و خوشی در تنهائی و درد با شما باشد پس مارا فراموش نکنید

پیوندهای روزانه
مژگان وفا
مشکی پوشان عاشق 1
مشکی پوشان عاشق 2
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آرشیو موضوعی
درد دل
نویسندگان
رامین وفا
روشنک
پیوندها
به یاد مرحوم علی صادقی
بچه ها بیایین گپ بزنیم
عشق+عکس+موزیک
خلوتگاه یک عاشق
اعتراض به بودن
دختر بارانی
داستان عشق
اشکهای یخی
دیوانه عاشق
رازهای نهفته دو دل
دختر ایرونی
عشق من
دل تنگی
نهان خانه ی دل
امید
غزلک
تنهایی من
بهترینم به یادم باش
تمام هستی من
شیدای تو
سلکشن 1
آرزوی محال
سکوت مرداب
راز آيينه
مشکی پوشان
عسل مشکی پوش
ما عاشق خدا بعد مشکی هستیم
ارثیه های عاطفی
بچه های کلاس
حرف دل من و تو
اسکادران عشق
پرستوي بهار
افرودیت الهه ی عشق
دانلود عكس
ستاره هاي مشكي پوش
صدف هاي عاشق
پرواز در حباب
کاش مرغی بودم در هوات
ستاره های مشکی پوش
دوستدار سکوت
شهرزاد اولین وآخرین عشق شهرام
عشق آسمانی
عشق زیبا
شمــــــــالی ریـــــــــــــــــــکا
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد
پدرام
"برای تو " گلواژه های هستی
فریاد عشق
عضوشو بازی کن جایزه ببر
من او ندارم
فقط عکس جدید
عشق جاودان
۩۞<تنهایی>۩۞
-+خواب مرگ+-
دلکده ی المیرا و ساسان
جووني
شعم سوخته(غريبه)
سكوت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
JavaScript Codes