صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
![]() |
![]() |
|
| تموم رنگاي دنيا دو رنگن مشکي تا ابد يه رنگه |
|
دوست عزيز سلام اميدوارم كه شاد و سلامت باشيد... در عشق تو گاه بت پرستم گویند ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
براي چشماني كه مدت هاست بسته شده اند، اما چشماني هنوز به اميد آنكه روزي نور چشمان بسته را ببينند به زندگي ادامه مي دهند... به آخر جاده مي انديشم و در هواي با تو بودن روز را به شب مي رساندم. در انديشه آنم كه روان سوي تو آرم و در برت آرامش گيرم. به روزهاي با تو بودن مي انديشم و هنوز بعد از گذشت روزها و ساعت ها و ثانيه هاي تنهايي چشمانم اشكي سرخ، چون رنگ خون در خود نمايان مي كنند و از شكست عهدمان حتي توان جاري كردن آنان را ندارم و سنگيني اين بغض را در وجود خود تحمل مي كنم. هربار به ياد چشمان تو مي افتم و از خداي خود عاجزانه مي خواهم كه تنها يك بار ديگر بتوانم به آنان چشمان سخن گويت خيره شوم و بر زانوانت سر گذارم و برايم از عاشقانه هايت بسرايي و من نيز چون هميشه به آرامش برسم. اما افسوس كه همه تصوري بيش نيستند و روياي رسيدن به تو به درون قصه ها رفت و آرزوهاي شيرين ما، با رفتن تو رهسپار افسانه ها شدند و تنهايي رسم دل هاي عاشق ما شد. نمي دانم كه تا كي بايد انتظار رسيدن را در دل داشته باشم اما مي دانم كه سفرت بي بازگشت است و مي دانم كه تنها راه وصال عشق مان، سفر من است... سفر بايد كرد از اين دنياي خاكي،سفر بايد كرد از ميان مردمان،سفر بايد كرد تا بتوانم با دستانمان سقف آرزوهايمان را در دنياي ديگر بنا كنيم. بي تو غرق غم ها گشته ام، بي تو دل من لبريز از غم است و بي تو دنيايم تاريك و كوچك... بي تو زمان خنده هايم اندك است و غم چهره ام طويل. كاش سرود با هم بودنمان ابدي بود نازنينم... ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، باز هم بادهاي غريبه اما زود آشنا به سمت كلبه بي كسي هايم روانه شدند و به ياد روز هاي گذشته چشمانم رابهاري شد. ياد روياي داشتنت و شوق وصالي شيرين و به ياد ماندني . ياد گرمي دستان پر مهر و چشماني لبريز از عشق و مستي و قامتي كه هزاران بار شكست اما ايستاد و آنقدر جنگيد كه دست نامرد زمانه آسماني اش كرد. روزهاي رفته را نمي توانم باز پس گيرم و يا سرنوشتم رااز سر بنويسم تنها مي توانم به انتظاري سهمگين دل بسپارم و بنشينم به اميد روزي و يا شايد لحظه اي زيبا اما سخت و دلنشيني كه فرشتگان مرگ بيايند و اين نيمه جان باقي مانده در اين تن شكسته را بگيرند و به ارامش ابدي برسانند.. ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،، با اميد اينكه توانسته باشم با اين به روز رساني رضايت شما دوست عزيزم را جلب كرده باشم. تا ديدار بعدي شما را به خداوند منان مي سپارم.
دوستداران شما مشكي پوشان عاشق
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 0:39 ´ توسط رامین وفا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مشکی پوشان عاشق میخواهد در شادی و خوشی در تنهائی و درد با شما باشد پس مارا فراموش نکنید
|
| پیوندهای روزانه |
|
مژگان وفا مشکی پوشان عاشق 1 مشکی پوشان عاشق 2 آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
درد دل |
| نویسندگان |
|
رامین وفا روشنک |
|
RSS
|